۱۵ بهمن ۱۳۹۶

بر کار موتورسیکلت سازی ایران چه گذشت؟

کار موتورسیکلت‎سازی ایران از دگرگونی تا کنون روند پر فراز و نشینی را طی کرده است و اینکه امروزه از موتورسیکلت به نام یکی از دست‌اندرکاران بنیادی آلودگی هوا یاد می شود.

به گفته از  خودروکار با بازنگری کار موتورسیکلت‏‎سازی کشور از دگرگونی تا کنون به بیشماری برهه های زمانی و کارواژه و انفعالات ویژه هر برهه بر خواهیم خورد. این برهه‎های زمانی کار موتورسیکلت‏‎سازی کشور که در بردارنده کارواژه و انفعالات ویژه است را می‎توان به دگرگونی تا آغاز دهه هفتاد دهه هفتاد دهه هشتاد و دهه نود بخش کرد.

*انقلاب تا آغاز دهه هفتاد

بدون گمان همگی کارشناسان بازرگانی بر تاثیر اندوه گذرا روند انقلاب‎ها بر بازرگانی و دیگر رویه ها جامعه‎ای که در آن اتقلاب به پیش آمدن می‎پیوندد پیش آمد نگر دارند. بر همین پایه کشورمان ایران نیز از تاثیر اندوه ناپایدار یا به عبارتی در جا زدن بازرگانی به میانجی طی شدن پروسه‎های شکل‎گیری و استوار کردن آراستن جدیدِ روی کار آمده بیگناه نبوده است. بدین سان کار موتورسیکلت‎سازی کشور که به درستی در ویژه سازی فرمانروا بود تا آغاز دهه هفتاد که چگونگی بازرگانی کشور به ایده‌آل ها نزدیک شد تنها با گنجایش بیشی از خواهش روبرو بود که فرمانروا را به چاره اندیشی برای زدوده سازی نیاز بازار به موتورسیکلت وا می‎داشت.

*دهه هفتاد

کار موتورسیکلت‎سازی کشور تا میانه ها دهه هفتاد همچون کار خودروسازی که به درستی در ویژه سازی فرمانروا بود به زندگانی خویش پیگیری می‎داد. شمار اندکی هنباز دولتی بزرگ سهامداران این کار بودند و نخش شرکت‎های ويژه کمرنگ تر از حدی بود که تا درخور بازگو باشد. با نزدیک شدن به پایان دهه هفتاد و روی کار آمدن فرمانروا اصلاحات که آزادسازی در زمینه بازرگانی خارجی را در پی داشت آسانی در بازرگانی خارجی برای کار موتورسیکلت‎سازی نیز پیش آمد افتاد. از این برش به پس راه کار موتورسیکلت‎سازی کم و بیش از کار خودروسازی جدا شد و این پیش آمد شروعی بر آمدن بخش ويژه به این کار با ارزش کشور شد.

با روی کار آمدن بخش ويژه فعالیت‎های رقابتی در این کار رنگ و بوی تازه‎ای به خود گرفت و راستگوی این روند دگرگونی را می‎توان در شرکت‎هایی همچون نیرو محرکه به عینه دید چرا که بزرگ نمایندگی‎های دهه هفتاد این هنباز به رقبای بومی همان هنباز و دیگر شرکت‎های دولتی دگرگون شدند. از شرکت‌های دولتی این دهه می‎توان به نیرو محرکه که سهامدار بنیادی آن سازمان گسترش و نوسازی پیشه ها ایران بود ایران دوچرخ (وابسته به  دیوان صنایع) و تیزرو که وابسته به سازمان مستضعفان بود و انباز ژاپنی به نام هوندا داشت نشان کرد.

بدین سان با آزادسازی و آسانی در بازرگانی خارجی به ویژه با کشور چین زیر مجموعه‎ها و نمایندگی‎های فروش بیشتر شرکت‎های دولتی به رقبای بنیادی آنها دگرگون شدند و این خصوصی‎سازی با آغاز رسیده ها انجین موتورسیکلت از کشور چین به کشور باهم شد. شرکت‎ها با ساز و کار رسیده ها انجین آشنا شدند و فرمانروا نیز با اعطای آساینده‌ها بسیار خوب شرکت‎ها را بشورآوردن به رسیده ها انجین می‎کرد. در این چگونگی هنباز های چینی هم در دادن آساینده‌ها به شرکت‎های ایرانی کم نگذاشتند و به نام نمونه پس از خرید بازده و رسیده ها آن هنباز تنها درصد اندکی نزدیک به ده درصد را زمان پروانه پرداخت می‎کرد و مابقی آن به روی بهرگانی بلند گه با پایندانی بانک‎های ایران پرداخت می‎شد.

* بارآوری نخستین انجین‎های درونی بدست هنباز نیرو محرکه

میانه ها دهه هفتاد هنباز نیرو محرکه که تحت بچنگ آوردن سازمان گسترش دیوان پیشه ها بود کارخانه کاسپین را گسترش داد و به میانجی ابزار ابزارها و خودرو ابزارها پیشرفته بنیادی به بارآوری انجین درونی آمدن کرد. فرایند بارآوری انجین های درونی از آغاز دهه هفتاد تا آغاز دهه هشتاد پیگیری داشت. انجین هایی که در هنباز نیرو محرکه بارآوری می‎شدند نه تنها پیروز به دریافت استانده های حداقلی می شدند ولی در برخی برجسته ها تا از انجین ها وارداتی و خارجی هم برتری های بیشنر پیشه وری می‌کردند و در آغاز چگونگی بر سازگاری مراد  هم هنباز و  هم خریدار بود زیرا بها و چونی هم‎خوانی داشت ولی روند بارآوری رشد رسیده ها انجین از بیرون پایانی بر ماندگاری بارآوری انجین‎های ساخت هنباز نیرو محرکه بود چرا که جدایی بها آشکار میان موتورسیکلت‎های برخورداراز انجین خارجی با موتورسیکلت های دارای انجین بارآوری تو یا درون رو به فزونی گرفت و عملا نیرو محرکه از پهنه پیکار حذف شد.

*دهه هشتاد

تصمیمات فرمانروا پایه بر آسانی بازرگانی خارجی که در میانه ها دهه هفتاد گرفتن و تا پایان این دهه شدنی شد در واقع راهکاری برای رفع نیاز بازار به موتورسیکلت قلمداد می‎شود. آزادسازی بازرگانی خارجی تنها و تنها به یاد میزان تقاضای بالای بازار و رفع تشنگی بازار به موتورسیکلت بود و جز رفع این نیاز به دیگر فواید و ثمرات این آزادسازی پرداخته نشد.

این رخداد فضای انحصاری کار موتورسیکلت‎سازی را کنار زد و کما اینکه تهی از دشواری و سستی نبود امری سودمند برای رقابتی شدن بازار به شمارش می آمد. ولی عملا این رویه به روی آرمان خاندان طی نشد و گواه دیگر ثمرات آن که می‎توانست نزد برندهای گفته و انبازی شرکت‎های درونی با شرکت‎های خارجی در زمینه بارآوری موتورسیکلت باشد نبودیم.

*دهه نود

در دهه نود با وجود همه کارواژه و انفعالات روی پذیرفته در دهه‎های پیش از آن آن اکنون با برنامه و برنامه‎ای به نام برقی‎سازی موتورسیکلت‎ها  روبرو هستیم که هر ازگاهی ارگان‎های دولتی پس از سخت کردن آلودگی هوا بر عملی‎شدن تند آن پافشاری می‎ورزند و با نخستین وزش باد و بارندگی ارزشمندی و پافشاری آنان بر گسترش موتورسیکلت‎های برقی در کشور بر وارونه ذرات آلاینده به شتاب ناپدید می‎شود.

امروزه به ویژه در کلانشهرها تندرست مردم به میانجی آلودگی‎های تازه کار از ابزارها حمل‎و‎نقل دارای سوخت فسیلی در ترس است و گواه تعطیلی گاه و بی‎گاه دبستان ها به ویژه در تهران آن هم به انگیزه آلودگی هوا در فصول سرد سال هستیم. آمار پخش شده همواره از نخش بالای موتورسیکلت‎ها در آلودگی هوا افسانه دارند آن هم موتورسیکلت‎های کاربراتوری که در میانه ها دهه هفتاد فرمانروا به میانجی رفع نیاز بازار آساینده‌ها ویژه برای رسیده ها انجین‎های آنها ویژگی داده بود و حال همین موتورسیکلت‎ها بزه ور بنیادی در گفت و شنود آلایندگی هوای کلانشهرها به شمارش می آیند.

در واقع چیستان آلودگی هوا و نخش با ارزش موتورسیکلت‎های کاربراتوری در این آلایندگی یادآوری است بر ضرب‎المثل پرکاربرد «خودم کردم که لعنت بر خودم باد» . حال باید چشم براه ماند و دید که فرمانروا در برابر شمار کثیر موتورسیکلت‎های کاربراتوری آلاینده که با روزی مردم گره خورده اند و در چگونگی سخت بازرگانی این روزها یاری‎رسان مردم به شمارش می‎آیند چه تصمیماتی را گرفتن خواهد کرد و دهه نخست سده 15 خورشیدی چگونه برای کار موتورسیکلت‎سازی ایران و مردمی که هوای پاک برای دمیدن نیاز دارند شمار خواهد خورد.

مطالعه کنید: گوگل پلی سرویس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر