به گفته از خودروکار با بازنگری کار موتورسیکلتسازی کشور از دگرگونی تا کنون به بیشماری برهه های زمانی و کارواژه و انفعالات ویژه هر برهه بر خواهیم خورد. این برهههای زمانی کار موتورسیکلتسازی کشور که در بردارنده کارواژه و انفعالات ویژه است را میتوان به دگرگونی تا آغاز دهه هفتاد دهه هفتاد دهه هشتاد و دهه نود بخش کرد.
*انقلاب تا آغاز دهه هفتاد
بدون گمان همگی کارشناسان بازرگانی بر تاثیر اندوه گذرا روند انقلابها بر بازرگانی و دیگر رویه ها جامعهای که در آن اتقلاب به پیش آمدن میپیوندد پیش آمد نگر دارند. بر همین پایه کشورمان ایران نیز از تاثیر اندوه ناپایدار یا به عبارتی در جا زدن بازرگانی به میانجی طی شدن پروسههای شکلگیری و استوار کردن آراستن جدیدِ روی کار آمده بیگناه نبوده است. بدین سان کار موتورسیکلتسازی کشور که به درستی در ویژه سازی فرمانروا بود تا آغاز دهه هفتاد که چگونگی بازرگانی کشور به ایدهآل ها نزدیک شد تنها با گنجایش بیشی از خواهش روبرو بود که فرمانروا را به چاره اندیشی برای زدوده سازی نیاز بازار به موتورسیکلت وا میداشت.
*دهه هفتاد
کار موتورسیکلتسازی کشور تا میانه ها دهه هفتاد همچون کار خودروسازی که به درستی در ویژه سازی فرمانروا بود به زندگانی خویش پیگیری میداد. شمار اندکی هنباز دولتی بزرگ سهامداران این کار بودند و نخش شرکتهای ويژه کمرنگ تر از حدی بود که تا درخور بازگو باشد. با نزدیک شدن به پایان دهه هفتاد و روی کار آمدن فرمانروا اصلاحات که آزادسازی در زمینه بازرگانی خارجی را در پی داشت آسانی در بازرگانی خارجی برای کار موتورسیکلتسازی نیز پیش آمد افتاد. از این برش به پس راه کار موتورسیکلتسازی کم و بیش از کار خودروسازی جدا شد و این پیش آمد شروعی بر آمدن بخش ويژه به این کار با ارزش کشور شد.
با روی کار آمدن بخش ويژه فعالیتهای رقابتی در این کار رنگ و بوی تازهای به خود گرفت و راستگوی این روند دگرگونی را میتوان در شرکتهایی همچون نیرو محرکه به عینه دید چرا که بزرگ نمایندگیهای دهه هفتاد این هنباز به رقبای بومی همان هنباز و دیگر شرکتهای دولتی دگرگون شدند. از شرکتهای دولتی این دهه میتوان به نیرو محرکه که سهامدار بنیادی آن سازمان گسترش و نوسازی پیشه ها ایران بود ایران دوچرخ (وابسته به دیوان صنایع) و تیزرو که وابسته به سازمان مستضعفان بود و انباز ژاپنی به نام هوندا داشت نشان کرد.
بدین سان با آزادسازی و آسانی در بازرگانی خارجی به ویژه با کشور چین زیر مجموعهها و نمایندگیهای فروش بیشتر شرکتهای دولتی به رقبای بنیادی آنها دگرگون شدند و این خصوصیسازی با آغاز رسیده ها انجین موتورسیکلت از کشور چین به کشور باهم شد. شرکتها با ساز و کار رسیده ها انجین آشنا شدند و فرمانروا نیز با اعطای آسایندهها بسیار خوب شرکتها را بشورآوردن به رسیده ها انجین میکرد. در این چگونگی هنباز های چینی هم در دادن آسایندهها به شرکتهای ایرانی کم نگذاشتند و به نام نمونه پس از خرید بازده و رسیده ها آن هنباز تنها درصد اندکی نزدیک به ده درصد را زمان پروانه پرداخت میکرد و مابقی آن به روی بهرگانی بلند گه با پایندانی بانکهای ایران پرداخت میشد.
* بارآوری نخستین انجینهای درونی بدست هنباز نیرو محرکه
میانه ها دهه هفتاد هنباز نیرو محرکه که تحت بچنگ آوردن سازمان گسترش دیوان پیشه ها بود کارخانه کاسپین را گسترش داد و به میانجی ابزار ابزارها و خودرو ابزارها پیشرفته بنیادی به بارآوری انجین درونی آمدن کرد. فرایند بارآوری انجین های درونی از آغاز دهه هفتاد تا آغاز دهه هشتاد پیگیری داشت. انجین هایی که در هنباز نیرو محرکه بارآوری میشدند نه تنها پیروز به دریافت استانده های حداقلی می شدند ولی در برخی برجسته ها تا از انجین ها وارداتی و خارجی هم برتری های بیشنر پیشه وری میکردند و در آغاز چگونگی بر سازگاری مراد هم هنباز و هم خریدار بود زیرا بها و چونی همخوانی داشت ولی روند بارآوری رشد رسیده ها انجین از بیرون پایانی بر ماندگاری بارآوری انجینهای ساخت هنباز نیرو محرکه بود چرا که جدایی بها آشکار میان موتورسیکلتهای برخورداراز انجین خارجی با موتورسیکلت های دارای انجین بارآوری تو یا درون رو به فزونی گرفت و عملا نیرو محرکه از پهنه پیکار حذف شد.
*دهه هشتاد
تصمیمات فرمانروا پایه بر آسانی بازرگانی خارجی که در میانه ها دهه هفتاد گرفتن و تا پایان این دهه شدنی شد در واقع راهکاری برای رفع نیاز بازار به موتورسیکلت قلمداد میشود. آزادسازی بازرگانی خارجی تنها و تنها به یاد میزان تقاضای بالای بازار و رفع تشنگی بازار به موتورسیکلت بود و جز رفع این نیاز به دیگر فواید و ثمرات این آزادسازی پرداخته نشد.
این رخداد فضای انحصاری کار موتورسیکلتسازی را کنار زد و کما اینکه تهی از دشواری و سستی نبود امری سودمند برای رقابتی شدن بازار به شمارش می آمد. ولی عملا این رویه به روی آرمان خاندان طی نشد و گواه دیگر ثمرات آن که میتوانست نزد برندهای گفته و انبازی شرکتهای درونی با شرکتهای خارجی در زمینه بارآوری موتورسیکلت باشد نبودیم.
*دهه نود
در دهه نود با وجود همه کارواژه و انفعالات روی پذیرفته در دهههای پیش از آن آن اکنون با برنامه و برنامهای به نام برقیسازی موتورسیکلتها روبرو هستیم که هر ازگاهی ارگانهای دولتی پس از سخت کردن آلودگی هوا بر عملیشدن تند آن پافشاری میورزند و با نخستین وزش باد و بارندگی ارزشمندی و پافشاری آنان بر گسترش موتورسیکلتهای برقی در کشور بر وارونه ذرات آلاینده به شتاب ناپدید میشود.
امروزه به ویژه در کلانشهرها تندرست مردم به میانجی آلودگیهای تازه کار از ابزارها حملونقل دارای سوخت فسیلی در ترس است و گواه تعطیلی گاه و بیگاه دبستان ها به ویژه در تهران آن هم به انگیزه آلودگی هوا در فصول سرد سال هستیم. آمار پخش شده همواره از نخش بالای موتورسیکلتها در آلودگی هوا افسانه دارند آن هم موتورسیکلتهای کاربراتوری که در میانه ها دهه هفتاد فرمانروا به میانجی رفع نیاز بازار آسایندهها ویژه برای رسیده ها انجینهای آنها ویژگی داده بود و حال همین موتورسیکلتها بزه ور بنیادی در گفت و شنود آلایندگی هوای کلانشهرها به شمارش می آیند.
در واقع چیستان آلودگی هوا و نخش با ارزش موتورسیکلتهای کاربراتوری در این آلایندگی یادآوری است بر ضربالمثل پرکاربرد «خودم کردم که لعنت بر خودم باد» . حال باید چشم براه ماند و دید که فرمانروا در برابر شمار کثیر موتورسیکلتهای کاربراتوری آلاینده که با روزی مردم گره خورده اند و در چگونگی سخت بازرگانی این روزها یاریرسان مردم به شمارش میآیند چه تصمیماتی را گرفتن خواهد کرد و دهه نخست سده 15 خورشیدی چگونه برای کار موتورسیکلتسازی ایران و مردمی که هوای پاک برای دمیدن نیاز دارند شمار خواهد خورد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر